chekameh@gmail.com | چهار شنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵

شاهنامه‏ جلد ۱

شاعر فردوسی | شاهنامه‏ جلد ۱

آغاز کتاب

به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه بر نگذرد

خداوند نام و خداوند جای

خداوند روزی ده رهنمای

خداوند کیوان و گردان سپهر

فروزنده‏ی ماه و ناهید و مهر

زنام و نشان و کمان برتراست

نگارنده‏ی بر شده پیکراست

ادامه شعر
شاعر فردوسی | شاهنامه‏ جلد ۱

درستایش خرد

کنون ای خردمند وصف خرد

بدین جایگه گفتن اندر خورد

کنون تا چه داری بیار از خرد

که گوش نیوشنده زو بر خورد

خرد بهتر از هر چه ایزد بداد

ستایش خرد را به از راه داد

خرد رهنمای و خرد دلگشای

خرد دست گیرد بهر دو سرای

ادامه شعر
شاعر فردوسی | شاهنامه‏ جلد ۱

گفتار اندر آفرینش عالم

از آغاز باید که دانی درست

سرمایه‏ی گوهران از نخست

که یزدان زناچیز چیز آفرید

بدان تا توانایی آرد پدید

سرمایه‏ی گوهران این چهار

بر آورده بی رنج و بی روزگار

یکی آتشی بر شده تابناک

میان آب و باد از بر تیره خاک

ادامه شعر
شاعر فردوسی | شاهنامه‏ جلد ۱

گفتار اندر آفرینش مردم

چو زین بگذری مردم آمد پدید

شد این بندهارا سراسر کلید

سرش راست برشد چو سرو بلند

بگفتار خوب و خرد کاربند

پذیرنده‏ی هوش و رای و خرد

مر او را دد و دام فرمان برد

زراه خرد بنگری اندکی

که مردم بمعنی چه باشد یکی

ادامه شعر
شاعر فردوسی | شاهنامه‏ جلد ۱

گفتار اندر آفرینش آفتاب

ز یاقوت سرخ است چرخ کبود

نه از آب و گرد و نه از باد و دود

به چندین فروغ و به چندین چراغ

بیاراسته چون بنوروز باغ

روان اندرو گوهر دلفروز

کزو روشنایی گرفته ست روز

ز خاور برآید سوی باختر

نباشد ازین یک روش راست تر

ادامه شعر
شاعر فردوسی | شاهنامه‏ جلد ۱

در آفرینش ماه

چراغست مرتیره شب را بسیچ

ببد تا توانی تو هرگز مپیچ

چو سی روز گردش بپیمایدا

شود تیره گیتی بدو روشنا

چو بیننده دیدارش از دور دید

هم اندر زمان او شود ناپدید

دگر شب نمایش کند بیشتر

تورا روشنایی دهد بیشتر

ادامه شعر
شاعر فردوسی | شاهنامه‏ جلد ۱

گفتار اندر ستایش پیغمبر

تورا دانش و دین رهاند درست

در رستگاری ببایدت جست

وگر دل نخواهی که باشد نژند

نخواهی که دائم بوی مستمند

به گفتار پیغمبرت راه جوی

دل از تیرگی ها بدین آب شوی

چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی

خداوند امر و خداوند نهی

ادامه شعر
شاعر فردوسی | شاهنامه‏ جلد ۱

گفتار اندر فراهم آوردن کتاب

سخن هر چه گویم همه گفته اند

بر باغ دانش همه رفته اند

اگر بر درخت برومند جای

نیابم که از بر شدن نیست رای

کسی کو شود زیر نخل بلند

همان سایه زو باز دارد گزند

توانم مگر پایه‏ی ساختن

بر شاخ آن سرو سایه فکن

ادامه شعر
شاعر فردوسی | شاهنامه‏ جلد ۱

پژوهنده‏ی روزگار نخست

پژوهنده‏ی روزگار نخست

گذشته سخن ها همه باز جست

زهر کشوری موبدی سالخورد

بیاورد کاین نامه را باز کرد

بپرسیدشان از کیان جهان

وزان نامداران فرّخ مهان

که گیتی به آغاز چون داشتند

که ایدون به ما خوار بگذاشتند

ادامه شعر

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین های سایت با خبر شوید