در ستايش شمس الدوله طغانشاه
چه جره ست اينکه هر ساعت ز روي نيلگون دريا
زمين را سايبان بندد بپيش گنبد خضرا
چو در بالا بود باشد بچشمش آب در پستي
چو در پستي بود باشد بکامش دود بر بالا
گهي از دامن دريا شود بر گوشه ي گردون
گهي از گوشه ي گردون رود زي دامن دريا
گهي از گردش گردون بدريا برزند کله
گهي از جنبش دريا بگردون برزند کمرا
ادامه شعر